تبليغاتX
ریاض الصالحین

ریاض الصالحین

ترجمه فارسی ریاض الصالحین

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 23:20  توسط سلمان  | 

 

 

 

311- باب منع نمودن از آنکه پياز، يا سير، يا کراث و يا جز آن را بخورد که بوی بد دارد، از داخل شدن به مسجد پيش از رفتن بسوی آن، مگر برای ضرورتی

 

1701- عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا أَنَّ النَّبِيَّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قَال: منْ أَكَلَ مِنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ ­ يَعْني الثُّومَ ­ فلا يقْرَبَنَّ مَسْجِدَنَا » متفقٌ عليه.

 وفي روايةٍ لمسلم: « مَسَاجِدَنَا » .

 

1701- از ابن عمر رضی الله عنهما روايت  است که:

پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: آنکه از اين درخت يعنی (سير) بخورد، به مسجد ما نزديک نگردد.

 

1702- وَعَنْ أَنَسٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُ قَال: قَالَ النبيُّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مَنْ أَكَلَ مِنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ فَلا يَقْربنَّا، وَلا يُصَلِّينَّ مَعنَا » متفقٌ عليه.

 

1702- از انس رضی الله عنه روايت است که:

پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: آنکه از اين درخت بخورد، بايد که به ما نزديک نشده و با ما نماز نگذارد.

 

1703- وَعَنْ جَابِرٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُ قَال: قَالَ النَّبيُّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مَنْ أَكَلَ ثُوماً أَوْ بَصَلا، فَلْيَعْتَزلْنَا، أَوْ فَلْيَعْتَزلْ مَسْجدَنَا » متفقٌ عليه.

وفي رواية لمُسْلِم:  مَنْ أَكَلَ الْبَصَل، وَالثُّوم، وَالْكُرَاث، فَلا يَقْرَبَنَّ مسْجِدَنَا، فَإِنَّ المَلائِكَةَ تَتَأَذَّى مِمَّا يتأَذَّى مِنْهُ بَنُو آدمَ » .

 

1703- از جابر رضی الله عنه روايت شده که:

پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: کسی که پياز، يا سير بخورد بايد از ما دوری جويد، يا بايد از مسجد ما دوری جويد.

و در روايتی از مسلم آمده که کسی که پياز و سير و کراث (ترکاری معروفيست) بخورد، بايد به مسجد ما نزديک نشود، زيرا فرشتگان اذيت می شوند از آنچه که فرزند آدم اذيت می شود.

 

1704- وَعَنْ عُمَرَ بْنِ الخَطَّابِ رَضِيَ اللَّه عَنْهُ أَنَّهُ خطَبَ يَوْمَ الجُمُعَةِ فَقَالَ فِي خُطْبَتِه: ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ تَأْكُلُونَ شَجَرَتَيْنِ ما أُرَاهُمَا إِلاَّ خَبِيثَتَيْن: الْبَصَل، وَالثُّوم، لَقَدْ رَأَيْتُ رَسولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم إِذَا وَجَدَ ريحَهُمَا مِنَ الرَّجُلِ فِي المَسْجِدِ أَمَرَ بِه، فَأُخْرِجَ إِلى الْبَقِيعِ، فَمَنْ أَكَلَهُمَا، فَلْيُمِتْهُمَا طبْخا. رواه مسلم.

 

1704- از عمر بن خطاب رضی الله عنه روايت است که:

وی در روز جمعه خطبه خوانده و در خطبه اش گفت: پس شما ای مردم از دو درختی می خوريد که آن را جز خبيث نمی دانم، پياز و سير. همانا رسول الله صلی الله عليه وسلم را ديدم که چون بوی آن را از کسی در مسجد احساس می کرد، امر می نمود و به بقيع بيرون کرده می شد، پس هر که از آن بخورد، بايد که با پختنش بويش را گم کند.

 

312- باب منع از احتباء (پشت و ساقهای پا را به جامهء بسته نشستن) در روز جمعه در حاليکه امام خطبه می خواند، زيرا اين کار خواب آورده، شخص را از شنیدن خطبه محروم ساخته و ترس شکستن وضوء هم وجود دارد

 

1705- عنْ مُعَاذِ بْنِ أَنسٍ الجُهَني، رَضِيَ اللَّه عَنهُ أَنَّه النَّبِيَّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم نَهَى عَنِ الحِبْوَةِ يَوْمَ الجُمُعَةِ وَالإِمَامُ يَخْطُب. رواهُ أبو داود، والترمذي وَقَالا: حدِيثٌ حَسَن.

 

1705- از معاذ بن انس جهنی رضی الله عنه روايت است که:

پيامبر صلی الله عليه وسلم از حبوه (بستن ساق پا) در روز جمعه، در حاليکه امام خطبه می خواند، نهی فرمود.

 

313- باب منع آنکه، دههء ذوالحجه بر او داخل شود و بخواهد قربانی کند، از گرفتن چيزی از موی يا ناخنهايش تا اينکه قربانی نمايد

 

1706- عَنْ أُمِّ سَلَمةَ رضِيَ اللَّه عَنْهَا قَالَت: قَالَ رسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مَنْ كَانَ لَهُ ذِبْحٌ يَذْبَحُه، فَإِذا أُهِلَّ هِلالُ ذِي الحِجَّة، فَلا يَأْخُذَنَّ مِنْ شَعْره وَلا منْ أَظْفَارهِ شَيْئاً حتى يُضَحِّيَ » رَواهُ مُسْلِم.

 

1706- از ام سلمه رضی الله عنها روايت است که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: آنکه بر وی ذبحی باشد که آن را ذبح می نمايد، چون ماه ذی الحجه آغاز شود، بايد که چيزی از موی و ناخنهايش را نگيرد، تا اينکه قربانی کند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 20:56  توسط سلمان  | 

منع نمودن از سوگند خوردن به مخلوق

 

 

314- باب منع نمودن از سوگند خوردن به مخلوق مانند پيامبر و کعبه و فرشتگان و آسمان و پدران و زندگی و روح و سر و نعمت پادشاه و خاک فلان و امانت و اين از همه بيشتر ممنوع شده است

 

 

 

1707- عَنِ ابْنِ عُمَر، رضِيَ اللَّه عنْهُمَا، عَنِ النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، قَال: « إِنَّ اللَّه تَعالى ينْهَاكُمْ أَنْ تَحْلِفُوا بابائِكُم، فَمَنْ كَانَ حَالِفا، فلْيَحْلِفْ بِاللَّه، أَوْ لِيَصْمُتْ » متفقٌ عليه.

 وفي رواية في الصحيح  : « فمنْ كَانَ حَالِفا، فَلا يَحْلِفْ إِلاَّ بِاللَّه، أَوْ لِيسْكُتْ »

 

1707- از ابن عمر رضی الله عنهما روايت  است که:

پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: خداوند شما را منع می کند از اينکه به پدران تان سوگند بخوريد، پس کسی که بايستی سوگند ياد کند بايد به خداوند سوگند خورد، يا خاموش شود.

و در روايتی در صحيح آمده که پس آنکه سوگند ياد می کند، بايد جز به خدا سوگند نخورد و يا سکوت نمايد.

 

1708- وعنْ عَبْدِ الرحْمنِ بْن سمُرَة، رضِي اللَّه عنْهُ قَال: قَالَ رسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: «لا تحْلِفوا بِالطَّواغِي، ولا بابائِكُمْ » رواه مسلم.

 

1708- از عبد الرحمن بن سمره رضی الله عنه روايت است که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: به بتها و پدران تان سوگند مخوريد.

و در روايت غير مسلم آمده که بالطواغيت جمع طاغوت و آن عبارت از شيطان و بت است.

 

1709- وعنْ بُريْدة رضِي اللَّه عنهُ أَنَّ رسُول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « من حلَف بِالأَمانَةِ فليْس مِنا » . حدِيثٌ صحيح، رواهُ أَبُو داود بإِسنادٍ صحِيح.

 

1709- از بريده رضی الله عنه روايت است که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: آنکه سوگند به امانت خورد از ما نيست.

ش: سوگند خوردن به امانت جواز ندارد، زيرا سوگند خوردن به اسماء و صفات جواز دارد و امانت از صفات خداوندی نمی باشد، بلکه امری از اوامر و فرضی از فرضهای خداست و نهی از آن سبب صورت گرفته که توهم مساوات آن با صفات خدا نشود.

عده ای هستند که سوگند می خورند کار خيری را انجام ندهند، مثلاً با فلان شخص صحبت نکنند و يا به خانهء يکی از ذوی الارحام خود رفت و آمد ننمايند و بر آن اصرار هم می ورزند در حاليکه بايد شخص اولاً از همچو سوگندی بپرهيزد و اگر چنين سوگندی خورد بايد کفاره دهد و خود را حانث کند و صلهء رحم را فريضه ايست الهی پيوسته بدارد.

 

1710- وعنْهُ قال: قال رسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « منْ حلف، فقال: إِني برِيءٌ مِنَ الإِسلامِ فإِن كانَ كاذِبا، فَهُو كما قَال، وإِنْ كَان صادِقا، فلَنْ يرْجِع إِلى الإِسلاَمِ سالِماً». رواه أبو داود.

 

1710- از بريده رضی الله عنه روايت است که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: آنکه سوگند خورده و گفت: من از اسلام بيزارم، پس اگر دروغگو باشد، او چنان است که گفته و اگر راستگو باشد، پس هرگز به اسلام سلامت باز نمی گردد.

 

1711- وَعنِ ابْن عمر رضِي اللَّه عنْهُمَا أَنَّهُ سمِعَ رَجُلاً يَقُول: لاَ والْكعْبة، فقالَ ابْنُ عُمر: لا تَحْلِفْ بِغَيْرِ اللَّه، فإِني سَمِعْتُ رسُولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يقُول: « منْ حلفَ بِغَيْرِ اللَّه، فَقدْ كَفَر أَوْ أَشرْكَ » رواه الترمذي وقال: حدِيثٌ حسَن.

 

1711- از ابن عمر رضی الله عنهما روايت  است که:

او مردی را شنيد که می گفت: نه و سوگند به کعبه.

ابن عمر رضی الله عنهما گفت: به غير خدا سوگند مخور، زيرا از رسول الله صلی الله عليه وسلم شنيدم که می فرمود: آنکه به غير خدا سوگند خورد، همانا کافر شده يا شرک آورده است.

ش: نهی بر سبيل تحريم است. هرگاه کسيکه بدان سوگند می خورد ارادهء تعظيم او را داشته باشد. پس اگر مقصود از تعظيم آن مثل تعظيم خدا باشد، کافر می شود.

و اگر بر زبانش سوگنند آمد به جهت ادغام سخن کراهيت دارد.

و هرگاه بدون قصد بر زبانش آمد، کراهيتی هم ندارد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 23:40  توسط سلمان  | 

 

 

 

315- باب دشوار بودن جزای سوگند دروغی که از روی قصد باشد

 

1712- عَنِ ابْنِ مسْعُودٍ رضِي اللَّه عَنْهُ أَنَّ النَّبِيَّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « منْ حلفَ علَى مَالِ امْريءٍ مُسْلِمٍ بغيْرِ حقِّه، لقِي اللَّه وهُو علَيْهِ غَضْبانُ» قَال: ثُمَّ قرأَ عليْنَا رسُولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم مِصَداقَه منْ كتاب اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ: { إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعهْدِ اللَّهِ وأَيْمانِهِمْ ثَمناً قَلِيلاً }  [آل عمران: 77 ] إلى آخِرِ الآيةِ: مُتَّفَقٌ عليْه.

 

1712- از ابن مسعود رضی الله عنه روايت است که:

پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: آنکه بر مال شخص مسلمان بدون حق سوگند خورد با خدا روبرو می شود، در حاليکه بر وی خشمناک است.

گفت: سپس رسول الله صلی الله عليه وسلم مصداق آن را از کتاب الله بر ما خواند: آنانکه عهد خدا و سوگندهای خويش را به بهای اندک فروشند. آل عمران: 77

 

1713- وعَنْ أَبي أُمامةَ إِياسِ بْنِ ثعْلبَةَ الحَارِثِيِّ رضِـــيَ اللَّه عَنْهُ أَن رسُول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « منِ اقْتَطعَ حَقَّ امْرِيءٍ مسْلِمٍ بِيمِينِه، فَقَدْ أَوْجَب اللَّه لَهُ النَّار. وحرَّم عَلَيْهِ الْجـنَّةَ» فَقالَ لَهُ رَجُل: وإِنْ كَانَ شَيْئاً يسِيراً يا رسُولَ اللَّه؟ قَال: « وَإِنْ كان قَضِيباً مِنْ أَراكٍ » رواهُ مُسْلِم.

 

1713- از ابو امامه اياس بن ثعلبه حارثی رضی الله عنه روايت است که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: کسی که حق شخص مسلمانی را به سوگندش قطع نمايد، همانا خداوند دوزخ را بر او واجب ساخته و بهشت را بر او حرام می کند. مردی برايش گفت: و اگر چه چيز کمی هم باشد، يا رسول الله صلی الله عليه وسلم؟

فرمود: هر چند شاخهء اراکی هم باشد.

 

1714- وعنْ عبْدِ اللَّهِ بْنِ عمرِو بْنِ الْعاصِ رضِي اللَّه عَنْهُمَا عن النبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « الْكَبَائِر: الإِشْرَاكُ بِاللَّه، وَعُقُوقُ الْوَالِدَيْن، وَقتْلُ النَّفْس، والْيَمِينُ الْغَمُوسُ » رواه البخاري.

 وفي روايةٍ له: أَن أَعْرَابِيًّا جاءَ إِلى النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم فَقال: يَا رَسُول اللَّه ما الْكَبَائِر؟ قال: «الإِشْراكُ بِاللَّهِ » قَال: ثُمَّ ماذا؟ قال: « الْيَمِينُ الْغَمُوسُ » قُلْت: وَمَا الْيمِينُ الْغَمُوس؟ قال: « الَّذِي يَقْتَطِعُ مَالَ امْرِيءٍ مسلم، » يعْنِي بِيمِينٍ هُوَ فِيها كاذِب.

 

1714- از عبد الله بن عمرو بن عاص رضی الله عنهما  روايت است که:

پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: گناهان کبيره: شريک آوردن به خدا و نافرمانی پدر و مادر و کشتن نفس و سوگند غموس است. اين حديث را بخاری روايت نموده است.

و در روايتی از وی آمده که اعرابيی خدمت پيامبر صلی الله عليه وسلم آمده وگفت: يا رسول الله صلی الله عليه وسلم گناهان کبيره کدام اند؟

فرمود: شريک آوردن بخدا.

گفت: باز کدام؟

فرمود: يمين غموس.

گفتم: يمين غموس چيست؟

فرمود: سوگندی که مال شخص مسلمانی را بگيرد، يعنی به سوگندی که او در آن دروغگو است.

 

1715- از عبد الرحمن بن سمره رضی الله عنه روايت است که گفت:

رسول الله صلی الله عليه وسلم برايم فرمود: و هرگاه بر چيزی سوگند خوردی و غير آن را بهتر از آن ديدی، آن را که بهتر است انجام داده و به جای سوگندت کفاره بده.

 

1716- وعَنْ أَبي هُريْرَةَ رضِيَ اللَّه عَنْهُ أَنَّ رسُولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « منْ حلَف عَلَى يَمِينٍ فَرأَى غَيْرَهَا خَيْراً مِنْهَا، فَلْيُكَفِّرْ عَنْ يَمِينِه، ولْيَفْعَلْ الَّذِي هُوَ خَيْرٌ » رواهُ مسلم.

 

1716- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: آنکه بر چيزی سوگند خورد و غير آن را بهتر از آن بيند، بايد از جای سوگندش کفاره داده و آنی را که بهتر است، انجام دهد.

ش: عده ای هستند که سوگند می خورند کار خيری را انجام ندهند، مثلاً با فلان شخص صحبت نکنند و يا بخانهء يکی از ذوی الارحام خود رفت و آمد نکنند و بر آن اصرار هم می ورزند. در حاليکه بايد شخص اول از همچو سوگندی بپرهيزد و اگر چنين سوگندی خورد، بايد کفاره دهد و خود را حانث کند وصلهء رحم راکه فريضه ايست الهی پيوسته بدارد. (مترجم).

 

1717- وَعَنْ أَبي مُوسَى رضِيَ اللَّه عَنْهُ أَنَّ رسُول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قَال: « إِنِّي واللَّهِ إِنْ شَاءَ اللَّه لاَ أَحلِفُ عَلَى يَمِين، ثُمَّ أَرَى خَيْراً مِنهَا إِلاَّ كَفَّرْتُ عَنْ يَمِيني، وأَتيْتُ الَّذِي هُوَ خَيرٌ » متفقٌ عليه.

 

1717- از ابو موسی رضی الله عنه روايت است که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: من والله اگر خدا بخواهد بر چيزی سوگند نمی خورم که سپس چيزی را ببينم که از آن بهتر است، مگر اينکه از جای سوگندم کفاره داده و آنچه را که خير است، انجام می دهم.

 

1718- وَعَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضِي اللَّه عنْهُ قَال: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « لأَنْ يَلَجَّ أَحَدُكُمْ في يَمِينِهِ في أَهْلِهِ آثَمُ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالى مِنْ أَنْ يُعْطِيَ كَفَّارَتَهُ الَّتي فَرَض اللَّه عَلَيْهِ» متفقٌ عليه.

 

1718- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: اگر يکی از شما بر سوگندش در ميان خانواده اش پافشاری کند، گناهش در نزد خدا فزونتر از آنست که کفارهء آن را که خدا بر وی فرض گردانيده بدهد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 23:36  توسط سلمان  | 

 

 

316- باب استحباب آنکه بر چيزی سوگند بخورد و غير آن را از باب بهتر بيند، اينکه آنچه را سوگند خورده، انجام دهد و سپس از جای سوگندش کفاره دهد

 

1715- عَنْ عبْدِ الرَّحْمنِ بْنِ سَمُرةَ رضِي اللَّه عَنْهُ قَال: قَالَ لي رسُولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: «... وَإِذَا حَلَفْتَ علَى يَمِين، فَرَأَيْت غَيْرَها خَيْراً مِنهَا، فأْتِ الَّذِي هُوَ خَيْر، وكفِّرْ عن يَمِينك » متفقٌ عليه.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 23:34  توسط سلمان  | 

 

 

 

317- باب عفو و گذشت از سوگند لغو (بيهوده) و اينکه کفاره ای در آن نيست و آن سوگنديست که بدون قصد بر زبان آيد، مانند گفته اش بر اساس عادت نه والله و آری والله و امثال آن

 

قال الله تعالی: { لاَ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَـكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ{89} المائدة: ٨٩

 

خداوند می فرمايد: باز خواست نمی کند خدا به لغو در سوگندهای شما و ليکن بازخواست می کند از شما بسبب محکم کردن سوگندها بقصد. پس کفارهء يمين منعقده طعام دادن ده مسکين راست از جنس ميانه از آنچه می خورانيد اهل خود را يا پوشش دادن ايشان را يا آزاد کردن برده، پس هر که نيابد لازم است روزه داشتن سه روز. اينست کفارت سوگندهای شما چون سوگند خورديد (يعنی و حانث شويد) و نگاهداريد سوگندهای خود را. مائده: 89

 

1719- وَعَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا قَالَت: أُنْزِلَتْ هَذِهِ الآيَة:  { لا يُؤَاخِذُكُمْ اللَّه بِاللَّغْو في أَيْمَانِكُمْ }  في قَوْلِ الرَّجُل: لا واللَّه، وَبَلى واللَّه. رواه البخاري.

 

1719- از عائشه رضی الله عنها روايت شده که گفت:

اين آيه (مائده: 89) خداوند شما را به سوگندهای لغو و بيهوده مجازات نمی کند. در بعضی سخن مرد که می گويد: نه به خدا و بلی به خدا، نازل شد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 23:32  توسط سلمان  | 

 

 

318- باب کراهيت سوگند خوردن در معامله، هر چند راستگو باشد

 

1720- عَنْ أَبي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُ قَال: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يقُول: «الحَلِفُ منْفَقَةٌ للسِّلْعَة، مَمْحَقَةٌ للْكَسْبِ » متفقٌ عليه.

 

1720- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که گفت:

از رسول الله صلی الله عليه وسلم شنيدم که می فرمود: سوگند، رواج دهندهء متاع و محو کنندهء کسب است.

 

1721- وَعَنْ أَبي قَتَادَةَ رضِيَ اللَّه عَنْهُ قَال: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يَقُول: « إِيَّاكُمْ وَكَثْرَةَ الحلِفِ في الْبَيْع، فَإِنَّهُ يُنَفِّقُ ثُمَّ يَمْحَقُ » رواه مسلم.

 

1721- از ابو قتاده رضی الله عنه روايت است که:

از رسول الله صلی الله عليه وسلم شنيد که می فرمود: از زياد سوگند خوردن در فروش بپرهيزيد، زيرا اين کار تجارت را رواج می دهد و سپس محو می کند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 23:31  توسط سلمان  | 

 

 

 

319- باب کراهيت اينکه انسان به وجه الله تعالی چيزی جز بهشت را طلبد و کراهيت ندادن به آنکه بنام خدا چيزی را درخواست کند ونام الله تعالی را شفيع آرد

 

1722- عَنْ جابرٍ رضِيَ اللَّه عَنْهُ قَال: قالَ رسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « لا يُسْأَلُ بوَجْهِ اللَّهِ إِلاَّ الجَنَّةُ » رواه أبو داود.

 

1722- از جابر رضی الله عنه روايت شده که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: به وجه الله بجز بهشت، چيزی خواسته نشود.

ش: لايسأل: به جزم بر نهی تنزيهی حمل می شود و به رفع لايسأل خبربه معنای نهی است. حليمی گفته است: اين دليل است بر آنکه سؤال و درخواست کردن بنام خدا اختلاف دارد، پس هرگاه سؤال کننده، می دانست که سؤال شده با نام خدا به حرکت آمده و بر وی اثر می گذارد. سؤال او بنام خدا جواز دارد، هر چند اولی و برتر آنست که اين کار را ترک کند، زيرا ياد کردن نام خدا در غرض دنيوی مناسب نيست.

ولی در مورد، مسئول بايد گفت که: با درخواست سائل بنام خدا هدف او را برآورده ساخته و با وی مساعدت نمايد و او را با خوشی و خوشحالی بازگرداند.

 

1723- وَعَن ابْن عُمَرَ رضِيَ اللَّه عنْهُما قَال: قَال رسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مَنِ اسْتَعَاذَ بِاللَّه، فأَعِيذُوه، ومنْ سَأَل باللَّه، فَأَعْطُوه، وَمَنْ دَعَاكُم، فَأَجِيبُوه، ومَنْ صنَع إِلَيْكُمْ معْرُوفاً فَكَافِئُوه، فَإِنْ لمْ تَجِدُوا مَا تُكَافِئُونَهُ به، فَادَعُوا لَهُ حَتَّى تَرَوْا  أَنَّكُمْ قَدْ كَافَأْتُموهُ » حديِثٌ صَحِيح، رواهُ أَبُو داود، والنسائي بأسانيد الصحيحين.

 

1723- از ابن عمر رضی الله عنهما روايت  است که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: آنکه بنام خدا به شما پناه جست، او را پناه دهيد. و آنکه بنام خدا چيزی را طلب کرد، به وی بدهيد و کسی که شما را دعوت کرد، او را اجابت کنيد و آنکه به شما احسانی نمود، او را مکافات دهيد و اگر چيزی نيافتيد که به وی مکافات دهيد، به حق وی دعا کنيد تا ببينيد که شما مکافاتش را داده ايد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 23:29  توسط سلمان  | 

 

 

320 باب تحريم اينکه برای پادشاه و غير او شاهِنشاه گفته شود، زيرا معنايش پادشاه پادشاهان است وجز الله تعالی کسی به اين صفت موصوف شده نمی تواند

 

1724- عَنْ أَبي هُريْرَةَ رضِيَ اللَّه عَنْهُ عن النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « إِنَّ أَخْنَعَ اسمٍ عندَ اللَّهِ عزَّ وجَلَّ رَجُلٌ تَسَمَّى مَلِكَ الأَملاكِ » متفق عَلَيه.

 قال سُفْيَانُ بن عُيَيْنَةَ « مَلِكُ الأَمْلاكِ » مِثْلُ شاهِنشَاه.

 

1724- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:

پيامبر شان صلی الله عليه وسلم فرمود: پس ترين نامها نزد خداوند مرديست که خود را شاهنشاه بنامد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 23:27  توسط سلمان  | 

 

 

 

321- باب منع مخاطب کردن فاسق و بدعتکار و امثال شان به آقا و امثال آن

 

1725- عن بُرَيْدَةَ رَضِيَ اللَّه عنهُ قَال: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « لا تَقُولُوا للْمُنَافِقِ سَيِّد، فَإِنَّهُ إِنْ يكُ سَيِّدا، فَقَدْ أَسْخَطْتُمْ رَبَّكُمْ عزَّ وَجَلَّ » رواه أبو داود بإِسنادٍ صحيح.

 

1725- از بريده رضی الله عنه روايت است که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: برای منافق آقا نگوئيد، زيرا اگر وی آقا باشد، پروردگار خود را به خشم آورده ايد.

ش: ان يک سيداً: يعنی هرگاه بلند مرتبه تر از ديگران باشد، همانا خدای تان را با بزرگ شمردن و تعظيم دشمنش بخشم آورده ايد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 23:26  توسط سلمان  |